معين الدين نطنزى
284
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
ارمن نماند . ملك گرگين پناه به ابخاز برد . چون هواى ابخاز در چلّهء زمستان از غايت حرارت قابل اقامت نيست ، سلطان صاحبقران به ضرورت از ناحيهء ابخاز عنان عزيمت به صوب [ ولايت ] آق بوقا گرجى كشيد و اغروق را به طرف سلطانيه بازگردانيد . به تواتر و تسامع شهرت يافته بود كه اقبوقا اسپى لايق اصطبل خاصّهء شريفه دارد و بىآنكه فتح قلعهء او كنند به دست آوردن آن اسپ [ امرى ] متعذّر است . و اصل كلّى در آنكه قلعهء او را محاصره نمىتوان كرد ، آن است كه در حوالى آن قلعه بيش از هزار كس اقامت نتواند كرد . سلطان صاحبقران ، اميرزاده اسكندر را به فتح آنجا ايلغار كرده فرستاد . با وجود آنكه ارتفاع قلّهء آن قلعه پاى بر سر عقدهء رأس و ذنب داشت و تيغهء كوهش با تيغ مرّيخ همسرى مىكرد ، و زعم ايشان آن بود كه اگر دين عيسى از تمام روى زمين فروچيده شود و طوفان نوح و صرصر عاد بار ديگر تكرار يابد ، گرد خلل به گرد ايشان نرسد ، بر خلاف تصوّر آن ملاعين چنان اقتضا كرد كه غنيمى از اين به سر وقت ايشان افتاد . هر قلعهاى كه حصانت آن حصن گرده كوه را در سلاسل مىكشيد و بر نياسر چون گل خندان مىشد به طرفة العين فتح مىفرمود ، و گرجيان را قاعا صفصفا مىگردانيد . چون اقبوقا به تنگ آمده پاى جهلش به سنگ برآمد ، عاجز شد و آن مركب ديو نهاد ، پرىزاد ، صرصر بنياد را به حضرت فرستاده به تضرّع و زارى پيش ايستاد . چون غرض سلطان صاحبقران از محاصرهء آن قلاع اين اسپ بود بيش از بيش متعرّض نگشت و از سر خون ايشان درگذشت . ذكر سبب توجّه سلطان صاحبقران به صوب ممالك روم و كيفيّت فتح آن بلاد چون حضرت سلطان صاحبقران چند كرت كه عزيمت فتح روم مصمّم فرمود و ديگربار فسخ كرد ، مبنى بر آن بود كه شهرت غزو و جهاد او در عالم انتشارى تمام داشت ، و يلدرم [ بايزيد ] تصور مىكرد كه از كثرت لشكر او متوهّم است و پيوسته مكتوبات خشن و مراسلات وحشتآميز مىنوشت و مىفرستاد و گريختگان درگاه را ، مثل احمد جلاير و قرايوسف ، پيش خود پناه مىداد ، چندان از اين حركتها كرد